پول این پدیده مرموز

پول یکی از پدیده های شگفت انگیزی است که بشر پدید آورده است، در عین سادگی پیچیده و در کمال پیچیدگی ساده می نماید. عجیب اینکه پول در سیر تاریخی خود از ارزش ذاتیش کاسته شده ولی بر قدرتش افزوده شده است. مسکوکات طلا، نقره و دیگر فلزات در ذات خود دارای ارزش بودند، پس از آن اسکناس های هم ارز طلا ارائه گردید که بدلیل چسبندگی با طلا دارای ارزش بود.  پس از آن اسکناس هایی با پشتوانه طلا انتشار یافت که  برای عموم مردم پول یک وسیله مبادله کالاست ولی برای اقتصاددانان ماهیت پول در پرده ای از ابهام است چنانکه تا کنون تعریف جامعی که تمامی جامعه علمی اقتصاد آنرا بپذیرد از آن ارائه نشده است. از طرفی ادیان و مذاهب از جمله فقهای شیعه نیز به درک مشترکی از پول نرسیده اند و احکام گوناگونی در حول آن صادر شده است.

فلسفه پول

پول یک ارزش مبادلاتی دارد که بر اساس توان خرید آن سنجیده می شود. ولی نقش پول فراتر از ارزش یا وظیفه مبادلاتی آن است، پول تنها چیری است که فرد بوسیله آن ارزش ذهنی خود را به ارزش عینی تبدیل می کند. ارزش ذهنی نشان می دهد یک فرد تا چه اندازه طالب چیزی است بدون اینکه به کاربرد آن توجه کند. مثلا برای تصاحب یک الماس تا چه میزان حاضر است پرداخت کند، در حالیکه هیچ کاربردی برایش ندارد، حتی بعنوان زیورآلات نیز نمی تواند از آن استفاده کند. یا یک اثر هنری و وسیله ای که متعلق به یک هنرپیشه بوده است.

پول و فرد

پول علاوه بر نقشی که در جامعه بعهده دارد رابطه ای قوی و مرموز با فرد فرد اشخاص دارد. اگر افراد برای پول ارزش کیفی قائل شوند در این صورت پول در ذات و مستقل از هر کالائی ارزش پیدا می کند یعنی کمیت پول حالت کیفی پیدا می کند، در این صورت پول هدف می شود و با اثرگذاری عمیق در تمامی ابعاد اجتماعی نتایج نامطلوبی بجای می گذارد، در فرهنگ مالی-اجتماعی این پدیده را بنام طمع می شناسیم.

پول و جامعه

وقتی جامعه ای یک پول را می پذیرند که بتوانند بوسیله آن رابطه ای بین ارزش ذهنی و ارزش عینی برقرار کنند. در این صورت است که پول نقش تجاری بخود می گیرد. ارزش ذهنی همواره یک ارزش کیفی است در حالیکه ارزش عینی یک ارزش قابل اندازه گیری و مقیاس پذیر است، از نظر جامعه پول نقش تبدیل ارزش کیفی به ارزش کمی را دارد و خود دارای ارزش ذاتی کیفی یا کمی نیست، مگر اینکه ماده تشکیل دهنده آن دارای ارزش باشد مانند سکه طلا یا نقره. همچنین پول رابطه بین فرد و جامعه را تعریف می کند، رابطه بین کارفرما و کارگر، فروشنده و خریدار، دارایی و مالک و هر نوع رابطه ای که بین طرفین ارزش کمی باید برقرار شود، حاصل این روابط است که پایه قوانین را می سازد و الگوی جامعه را شکل می دهد. جایگاه(در اینجا جایگاه اقتصادی مد نظر است) هر فرد را در جامعه مشخص می کند و میزان پیشرفت افراد را قابل اندازه گیری می کند. همچنین پول امکان می دهد که دارایی های ثابت مثل زمین و ملک به دارایی های قابل تبدیل بدل شوند و بدین ترتیب امکان تبدیل دارایی به تولید و ایجاد اشتغال را فراهم می آورد. همچنین با تبدیل فعالیت در قالب شغل به ارزش و در قالب پول بستر کار مشترک بین افراد جامعه را فراهم می کند.

پول و تاریخ انسان

بشر در طول تاریخ زیستی خود هر تغییری که کرده باشد در یک مورد ثبات داشته است، “رابطه” چیزی بوده که خانواده، قبیله، جامعه و در نهایت بشریت بوسیله آن خود را تعریف می کرده است. فارغ از ابعاد دیگر رابطه با توجه به موضوع بحث به نقش پول در روابط انسانی می پردازیم. با دقت در نوع روابط بین افراد جوامع انسانی از آغاز تا کنون خواهیم دید روش و وسیله مبادلاتی چقدر متناسب با آن روابط بوده است. مبادله کالا با کالا در میان افراد یک قبیله و بدون در نظر گرفتن برابری ارزش کمی دو کالا صورت می گرفته، مبنای این نوع مبادله بر اساس مبادله ارزش نبوده است بلکه بر اساس رفع نیاز طرفین و یا در مواردی یک طرف مبادله بوده است، در واقع معامله ای در کار نبوده بلکه مبادله صورت می گرفته. تعریف نیاز در آن دوران با دوره های بعدی تفاوت اسای داشته است، نیاز بعنوان یک کنش برای حفظ و تقویت رابطه بین افراد یک قبیله مورد نظر بوده نه رفع یک معضل فردی، مصلحت اجتماع بر سود فردی ارجحیت داشته و میزان توانمندسازی جامعه از طریق جاری سازی دارایی های فردی در سطح جامعه بوده است. در مراحل بعدی دولت ها و حکومت ها تشکیل می شوند و قدرت متمرکز می شود. قدرت متمرکز ذاتا با پراکندگی هر نوع قدرتی مخالف است پس با ضرب انواع مسکوکات دارایی های افراد را عملا از نظر توان معاملاتی بی ارزش می کند. افراد می توانستند طلا یا نقره را داشته باشند ولی برای معامله باید از سکه استفاده می کردند. درست است که این روش معامله را آسانتر می کرد ولی وجودش وابسته به قدرت مرکزی بود. در این دوران روابط وسعت بیشتری گرفته بودند و وسیله مبادله نیز بر همین قیاس انتخاب شد. پس از تبدیل حکومت ها به دولت ها روابط اقتصادی روش دیگری پیدا کردند، اسکناس و سپس پول های فیات و پول های دیجیتالی مطرح و پذیرفته شدند زیرا روش زندگی انسان در حال تغییر است و ابزارها هم باید به تناسب تغییر کنند، در سال های اخیر نیز شاهد پیدایش رمزارزها بوده ایم.

ماهیت پول

از نقطه نظر اقتصادی و نظریه پردازان حوزه سرمایه ماهیت پول برابر با نقش تجاری آن یعنی بعد عملکردی آن است و تمامی تفسیرها و تحلیل و تعاریف و نظریه ها در این بعد پول ارائه می شود. در این دیدگاه کارکرد پول مورد نظر است و نقش دیگری برای آن قائل نیستند. البته در سالهای اخیر اقتصاددانان مدرن نقش اجتماعی نیز برای سرمایه گذاری و نه صرفا پول قائل شده اند ولی از این نظر نیز بیشتر از بعد عملکردی به آن نگریسته اند.

از نظر فقها پول قبل از اینکه نقش اقتصادی داشته باشد بایستی قابل بررسی باشد زیرا هر پدیده ای بایستی قابلیت این را داشته باشد که در قالب فقه تفسیر شود و رابطه آن با انسان و جامعه و حد و حدود و نوع رابطه تعیین شود تا بتوان بر آن حکمی جاری کرد، پس پول باید دارای ماهیت و ماهیت آن قابل شناسائی باشد. فقیه برای دستیابی به حکم صحیح ھر پدیده ای، نخست باید ماھیت و ویژگی ھای آن را بشناسد و آن گاه موضوع و فرع فقھی شناخته شده را به اصل برابر آن برگرداند تا احکام پی درپی آن را بیان کند. با توجه به طیف گسترده نظرات ابراز شده از طرف علما بررسی این موضوع نیازمند بحث مستقلی می باشد که در مقاله ای به آن خواهیم پرداخت.

موارد گفته شده مربوط به بعد مشهود پول بود اما پول دارای بعد غیرمشهودی نیز می باشد. قدرت، پول با خود قدرت بهمراه می آورد، در واقع هر جامعه ای با انتخاب یک پول قدرت خود را به منتشر کننده آن پول منتقل می کنند، قدرت بگونه ای با پول در هم تنیده که در زمان کنونی با تعاریف مختلف ولی در واقع با عنوان قدرت پشتوانه پول می باشد. پول های فیات نسبت به قدرت کشور منتشر کننده جایگاه خود را جهان تثبیت می کنند. چنانچه دلار ایالات متحده با تکیه بر قدرت آن کشور به عنوان پول بین المللی در تمامی عرصه ها حضود دارد. این مساله موجب می شود کشور مالک پول محوری یا پول لنگر کلید اقتصاد را بدست گیرد و از طرفی با چاپ و نشر پول خود نبض بازارهای جهانی را در اختیار داشته باشد. این قدرت را تک تک کشورها و افراد جامعه جهانی به دلار داده اند در واقع با پذیرش آن قدرت خود را به دلار منتقل کرده اند.

کارکرد پول

برای پول در حالت کلی می توان کارکردهای زیر را  برشمرد.

  • پول وسیله مبادله است.
  • پول وسیله سنجش ارزش است بدین منظور، پول کمیتی گسسته را به هر کالا یا خدمت نسبت می دهد و به کمک آن می توان دریافت ارزش یک کالا یا خدمت چقدر بیشتر از کالا و خدمتی دیگر است. لازمه این کارکرد، پوشایی واحد پول برای کالاها و خدمات متفاوت است.
  • پول وسیله‌ای برای ذخیره ارزش است ؛ با کمک پول، یک تولید کننده می تواند محصول تولیدی خود را بفروشد و پول حاصل از فروش آن را در آینده خرج کند؛ آینده ای که اگر می خواست تا آن زمان صبر کند، محصول از بین می رفت و دیگر ارزشی برای فروش نداشت. ذخیره سازی ارزش نیازمند ثبات نسبی ارزش پول در گذر زمان است. هرگونه نوسان (چه منفی و چه مثبت) این کارکرد را تحت شعاع قرار می دهد.
  • پول وسیله پرداخت های آتی است، یعنی ممکن است معاملاتی در زمان حال انجام شود، که تسویه حساب آن و پرداخت پول آن به آینده موکول شود. همچنین برعکس این رخداد نیز امکان‌پذیر است، یعنی ممکن است مبلغ مربوط به خرید کالایی قبل از دریافت آن پرداخت شود.
  • پول وسیله‌ای برای ثبت معاملات تجاری در دفاتر حسابداری است، به عبارتی یک واحد حسابداری به حساب می‌آید و همه معاملات بر طبق آن واحد محاسبه، ثبت و سنجیده می‌شوند.

ارزش پول

ارزش پول با روش های مختلف سنجیده می شود. از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

تعیین ارزش واحد پول با پشتوانه مقدار معینی طلا، مقدار پول قابل انتشاربرابر با میزان طلای ذخیره/ارزش واحد پول، ارزش واحد پول فیات برابر با تخمین نوسانات پول ملی کشور در مقایسه با سبد ارزی شامل دلار آمریکا، یورو و ین ژاپن در یک بازه زمانی مشخص، ارزش واحد پول فیات برابر با قدرت خرید پول ملی در بازارهای جهانی.

نتیجه گیری

پول های سنتی فیزیکی کارکردشان  را با کمک نظام سیاسی حاکم بر کشور تأمین می کنند؛ رژیم حاکم بر کشور تضمین می کند که به ازای پول چاپ شده، می توان وسایل مبادله دارای ارزش دیگر (همچون طلا و پو ل های رایج سایر نظا م ها) را دریافت کرد.

مردم نیز به اعتبار رژیم سیاسی حاکم و تولید ناخالص داخلی، پول چاپ شده را برای مبادله معتبر می دانند. به تبع آن، هر چه از اعتبار و اقتدار رژیم سیاسی حاکم بر کشور نزد مردم کم شود یا تولید ناخالص داخلی پایین بیاید، به رسمیت شناخته شدن و معتبر دانستن پول نزد مردم کاهش می یابد و از کارایی پول به عنوان وسیله مبادله کم می شود. به تمامی پول هایی که کارکرد آن توسط نظام سیاسی متمرکزی تضمین می شود، پول متمرکز یا پول سنتی می گویند؛ اما موضوع در همین نقطه به پایان نمی رسد، با کم شدن ارزش پول متمرکز در واقع ارزش دارایی های افرادی که در محدوده جغرافیایی آن پول قرار گرفته اند و در کم ارزش شدن پول نقشی نداشته اند سقوط می کند، وابسته کردن پول و ایجاد چسبندگی بین پول و سیاست بدون هیچ دلیل منطقی، مردم را تحت فشار قرار می دهد. پول در رابطه با افراد و جامعه است که خود را تعریف کرده است نه در رابطه با سیاست، پول ابزاری برای کاربردهای اقتصادی و تجاری است نه اسلحه ای برای شلیک به قلب مردم، همانگونه که گفته شد با انتخاب یک پول قدرت مان را به ناشر پول منتقل می کنیم، از طرفی دیدیم که با پیشرفت جوامع و بنا به نوع نیازها و عملکرد است که نوع پول مشخص می شود. در زمان فعلی بشر با شتاب زیادی به فضای دیجیتال وارد می شود، نوع مبادلات و ارتباطات به کلی عوض می شوند، پول نیز از این قاعده مستثنی نیست، پول هم نیاز به این دارد که باز تعریف شود، نقشش دوباره مورد بررسی قرار بگیرد و کارکردش در جهان دیجیتال معیین شود، و شاید باید از حالت متمرکز به غیرمتمرکز تبدیل شود. اولین پدیده ای که خود را بعنوان پولی برای فضای دیجیتال معرفی کرده رمزارزها می باشند. آیا واقعا رمزارزها می توانند این وظیفه بزرگ را بعهده بگیرند؟

ارسال دیدگاه